گنجور

شمارهٔ ۱۷۵۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چو خاست صبحدم آن مه ز خواب پژمرده

گل رخش ز خمار شراب پژمرده

شدند خوبان پژمرده زان جمال چنانک

شود شکوفه تر ز آفتاب پژمرده

در آفتاب مرو ماه من که نآرد تاب

رخت که می شود از ماهتاب پژمرده

ببردی آب، همه گلرخان دو تا گشتند

چو آن گلی که کشندش گلاب پژمرده

بدید نرگس بستان به خواب چشم ترا

شد از تحیر آن هم به خواب پژمرده

مرا بگیر چو گل لعل بر رخ از دم سرد

که تو به توست همه خون ناب پژمرده

وصال خواست ز تو خسرو و جوانی یافت

که گشت غنچه دل زان جواب پژمرده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام