گنجور

شمارهٔ ۱۷۵۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مدار جان من از بهر جان ما روزه

از آنکه جانی و جان را دهد عنا روزه

لب پر از می و گویی که روزه می دارم

تو خود بگوی که باشد چنین روا روزه

اگر تو روزه برای خدای می داری

مدار بیش برای خدای را روزه

ز دیده ساخته ام شربتی، ولی نخوری

اگر به روزه ترا خوش بود، خوشا روزه

یک ابرویت نگرم، روزه گیرم از پی وصل

به دیدن مه ابرو کنم قضا روزه

ببرد تشنگی خلق را که از لب تو

به آب چشمه حیوان شد آشنا روزه

به نوحه کرد لبالب لبان خسرو را

فقاع از آن لب شیرین گشاد تا روزه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام