گنجور

شمارهٔ ۱۷۱۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای دهلی و ای بتان ساده

پگ بسته و جیره کج نهاده

خون خوردنشان به آشکاریست

گر چه به نهان خورند باده

فرمان نکنند، از آنکه هستند

از غایت ناز نامراده

نزدیک دلی چنان که دل را

برداشته گوشه ای نهاده

جایی که به ره کنند گلگشت

در کوچه دمد گل پیاده

آسیب صبا رسید بر دوش

دستارچه بر زمین فتاده

شان در ره و عاشقان به دنبال

خونابه ز دیدگان گشاده

ایشان همه باد حسن در سر

اینها همه دل به باد داده

خورشید پرست شد دل ما

زین هندوکان شوخ ساده

کردند مرا خراب و سرمست

هندوبچگان پاک زاده

بربسته به مویشان چو مرغول

خسرو چو سگی در قلاده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام