گنجور

شمارهٔ ۱۷۰۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نسیم زلف بر دست صبا ده

مرا خون، غیر را مشک ختا ده

بسی کس چشم می دارند لطفت

مرا خاک و کسان را توتیا ده

از آن می کت چو خون من حلال است

پیاله خود خور و شربت به ما ده

بکش از یک نظر، چون کشته گردم

یکی دیگر بیفگن، خونبها ده

به حکم خط خویش، ای آیت حسن

همه فتوی به خون آر و مرا ده

دلیری می کند در دیدنت خلق

به دست غمزه شمشیر بلا ده

مرا صد پاره کن بر چشم بیمار

غلیواژان و زاغان را صلا ده

چو خاکستر شوم از سوز عشقت

به دست خویش بر باد صبا ده

به صد تعویذ جان دردم نشد به

به یک دشنام خسرو را دوا ده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام