گنجور

شمارهٔ ۱۷۰۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلم در عشق جانان گشته پاره

دل است آن شوخ را یا سنگ خاره

شبانگاه تو بر مه پاره آمد

مرا در دل غم آن ماه پاره

کنار خود نمی بینم ز گریه

که نتوان دید دریا را کناره

چو بگشادم به گریه چشم دربار

گشاد ابرو، پدپد آمد ستاره

دو بوسم داد دوش و تا به امروز

خرابم زان شراب مست کاره

من و مستی و بدنامی و زین پس

سگان رسوا و طفلان در نظاره

به عشقم چاره فرمایند یاران

ولی با یار بی فرمان چه چاره

نگارا، بگسلان سر رشته خود

که نتوان دوخت این دلهای پاره

اگر خون خورد خواهی، شیوه بگذار

که خسرو نیست طفل شیرخواره

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام