گنجور

شمارهٔ ۱۶۹۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلی دارم چو دامان گل از غم چاک گردیده

سری بر آستان او ز محنت خاک گردیده

ز بس کز غمزه او تیغ بیداد آمده بر من

سراسر سینه ام چون دامن او چاک گردیده

به تاباک افگند پروانه را شمع وفا پیشش

که گرد سر هنوزش اندر آن تاباک گردیده

به آن شکل و شمایل با وجود حسن خورشیدی

ندیده چون تویی هر چند در افلاک گردیده

عجب گر شادمان گردد درونها بعد ازین هرگز

دل خلقی چنین کز درد من غمناک گردیده

ز به زهر هجر خسرو جان نخواهی داد دور از وی

از آن رویی کز آیین وفا تریاک گردیده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام