گنجور

شمارهٔ ۱۶۸۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یا دلم را به راز محرم شو

یا تنم را بدوز و مرهم شو

گر نه ای آگه از درونه من

یک زمانی بیا و همدم شو

نشوی کم به پرسشی که کنی

ورشوی کم بدین قدر کم شو

چند سر برکنی ز جیب جفا

یا به دامن کش و فراهم شو

ور غمت بهر بردن دل ماست

دل ما را بگیر و بی غم شو

گر شوی دیده، می توانی شد

مردم دیده گر شوی، هم شو

جای در چشم خسرو ار نکنی

خاک پای سر معظم شو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام