گنجور

شمارهٔ ۱۶۵۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از دوری خود، جانا، حال دل من بشنو

اندوه فراق گل از مرغ چمن بشنو

زان موی بناگوشت هر کسی گله ای دارد

آن طره به یک سو نه از گوش، سخن بشنو

نافه همه بوی خوش از بوی تو می دزدد

غمازی آن دزدی از مشک ختن بشنو

با این همه نیکویی اندر حق مسکینان

مشنو سخن بدگو، گفت بد من بشنو

از باد هوایت دل صد جان بدرید، این خود

بشکفت گلی دیگر، ای غنچه دهن، بشنو

تو جان منی و من دور از تو همی میرم

ای جان جدا مانده، آخر غم تن بشنو

بشکست می لعلت چون توبه خسرو را

اکنون صفت مستی زان توبه شکن بشنو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام