گنجور

شمارهٔ ۱۶۱۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یار بی فرمان و دل هم همچنان

یک دمی باقی و همدم همچنان

شانه کردن زلف را چندین چه سود؟

بسته چندین دل به هر خم همچنان

هر کسی پندی شنید و صبر کرد

کار من دشوار و در هم همچنان

عشق صد گونه بلا بر من فگند

کفه امید من کم همچنان

هر شبی تا روز با خود بهر صبر

صد فسانه گویم و غم همچنان

جان نفس بشکست و در پرواز شد

دل به دام فتنه گر کم همچنان

شد ز یاران دیده خسرو را خراب

عشق را بیناد محکم همچنان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام