گنجور

شمارهٔ ۱۶۰۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سبزه همان و گل و صحرا همان

باغ همان، سایه همان، جا همان

گرد چمن شاهد زیبا بسی

در دل من شاهد زیبا همان

پهلوی من صد بت جان بخش، وای

آن که مرا می کشد، الا همان

در چمنی هر کس و من بر درش

باغ من آن است و تماشا همان

نام نماند از دل و جان و هنوز

عشق همان است و تمنا همان

چشم مرا سیل ز دریا گذشت

سوختگی دل شیدا همان

قهر تو لطفی ست که عشاق را

خار همان باشد و خرما همان

فرق میان دو لبت کی توان

خضر همان است و مسجد همان

از تو بلا وز دل خسرو رضا

کز تو همان شاید و از ما همان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهرداد مهرابی نوشته:

به جای مسجد باید مسیحا باشد
سپاس

کانال رسمی گنجور در تلگرام