گنجور

شمارهٔ ۱۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بشکفت گلها در چمن، ای گلستان من بیا

سرو ایستاده منتظر، سرو روان من

از گریه من هر طرف، پر لاله و گل شد زمین

وقتی به گلگشت، ای صنم، در گلستان من

حیف است دیدن بی رخت، در بوستان آخر گهی

ای گل، نهان از باغبان در بوستان من

هر طره تو آفتی، هر نرگس تو فتنه ای

گرچه بلای عالمی، از بهر جان من

تلخی که گویی نیست آن از تلخی هجرت فزون

با این همه تلخی خود، شکر فشان من

دانی که هستم در جهان من خسرو شیرین زبان

گر نایی از بهر دلم، بهر زبان من بیا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شیخ نوشته:

ردیف بیا از انتهای مصرع های ۲ - ۴ - ۶- ۸ و ۱۰ افتاده است

کانال رسمی گنجور در تلگرام