گنجور

شمارهٔ ۱۵۷۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای تیغ بر کشیده چو مردم کشندگان

زنجیر تو به گردن گردن کشندگان

از رفتن تو مرده شود زنده زیر خاک

جانا، مرو که باز بمردند زندگان

چون تو یکی نیافت اگر آب چشم من

هر چند گشت گرد جهان چون دوندگان

هر بامداد بر سر راهت روم به درد

پرسم حکایتت همه روز از روندگان

من دانم و کسی که چو من طالب کسی است

کعبه چه آگهست ز پای دوندگان

بادی ست کآتش من از آن بیش می شود

چندین که می دمند به گوشم دمندگان

صبر و قرار جستم و دل گفت «صبر کن »

تا بر پریده اند ز دام این پرندگان

بیچاره خسروم پی خوبان به جان رسید

یارب، خلاص بخش مرا زین کشندگان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام