گنجور

شمارهٔ ۱۵۵۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دوش سرمست آن نگار نازنین آمد برون

همچو طاووسی که از خلد برین آمد برون

قامت زیبا و رویی چون بهار آراسته

راستی گویی که سرو راستین آمد برون

او میان مطلق ندارد، این که می بینیم چیست؟

تار مویی کز دو زلف عنبرین آمد برون

نازنینا، تا میان خویش بنمایی مرا

ز انتظام دیده باریک بین آمد برون

چون سخن می گویی، از روی تو می گوید سخن

صورتی کز خامه نقاش چین آمد برون

تا بدید انگشترین لعل تو، خسرو، پدید

دیده را آب از لب انگشترین آمد برون

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام