گنجور

شمارهٔ ۱۵۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من و شب زندگانی من اینست

دل و غم شادمانی من اینست

همه شب خون دل نوشم به یادش

شراب ارغوانی من اینست

همی نالم به شب بیداری هجر

سرود میهمانی من اینست

من و کنج غم و شبهای تاریک

طرب جای نهانی من اینست

ببندد چشم من بر من خیالش

که شبها یار جانی من اینست

نباید کاید از تنگی من تنگ

برین دل بدگمانی من اینست

ز عشقش گاه میرم، گه زیم باز

طریق زندگانی من اینست

رها کن تا بمیرم زیر پایت

که عمر جاودانی من اینست

بس ست این قیمت خسرو که گویی

غلام رایگانی من اینست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام