گنجور

شمارهٔ ۱۵۳۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای آرزوی امیدواران

ای مرهم درد دل فگاران

از دشمنی آنچه بود، کردی

ای دوست، چنین کنند یاران؟

تا سایه زلف تو بدیدم

دیوانه شدم چو سایه داران

افگند تنم چو موی باریک

در زیر گلیم سوکواران

می گریم بر غریبی خویش

چون ابر به موسم بهاران

گر شرح دهم غم تو صد سال

یک قصه نگویم از هزاران

آن ها که تو می کنی برین دل

از دل نشنود به روزگاران

با این همه چشم بر سر راه

می دارم چون امیدواران

تا کی گذری به سوی خسرو

چون بر سر کشت خشک باران

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام