گنجور

شمارهٔ ۱۵۲۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نه بی یادت برآید یک دم از من

نه بی رویت جدا گردد غم از من

بزن بر جانم آن زخمی که دانی

به شرط آن که گویی «مرهم از من »

دلم را خون تو می ریزی و ترسم

که خواهی خون بهای دل هم از من

مرا از هر که دیدی پیش کشتی

مگر کس را نمی بینی کم از من

اگر آهی برآرم از دل تنگ

به تنگ آیند خلق عالم از من

کجا کارم به عالم راست گردد؟

که برگشتی چو زلف پر خم از من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام