گنجور

شمارهٔ ۱۵۲۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خمار و خواب و چشم کافرش بین

شکنج و پیچش زلف ترش بین

دل پاکان و جان پارسایان

هلاک غمزه های ساحرش بین

چو غوغای مگس در خانه شهد

نفیر مستمندان بر درش بین

به جای آب اگر ساکن ندیدی

درون پیرهن سیمین برش بین

بتا جعدت پر از دلهاست خواهی

گره بگشا، به هر مو اندرش بین

همه شب باده نوشیده ست تا روز

هنوز آن خواب مستی در سرش بین

بدیدم یک رهش، دیوانه گشتم

دلم گوید که بار دیگرش بین

دلم را سوختی ور باورت نیست

درونم چاک کن، خاکسترش بین

چو گوید خسرو از غم گریه چشم

ز خاک پای شاه کشورش بین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام