گنجور

شمارهٔ ۱۵۱۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن

بهر خوشی عمری اسباب توان کردن

گر پای ترا وقتی از گریه توان شستن

از بهر چنین کاری خوناب توان کردن

آن طره به یک سو نه از گوشه، مه تابان!

شبهای سیاهم را مهتاب توان کردن

گر غمزه تو جوید شاگرد به خونریزی

صد خضر و مسیحا را قصاب توان کردن

بیداری من بوده ست از رنج فراق امشب

چندان که به آسایش ده خواب توان کردن

زاهد که ترا بیند، گر قبله به دل خواهد

از طاق دو ابرویت محراب توان کردن

آن خوی که ز روی تو گه گاه چکد بر لب

کام دل خسرو را جلاب توان کردن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام