گنجور

شمارهٔ ۱۴۸۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گذشت آن که من صبر و دین داشتم

تو گویی، نه آن و نه این داشتم

همی رفت و پابوس زهره نبود

هم از دور رو بر زمین داشتم

بدیدم در آن پایه زندگی

که من مردن خود یقین داشتم

رقیبش ز ننگم نگشت، ار نه من

سر و تیغ در آستین داشتم

به یادش ز خورشید می سوختم

همین سایه ای همنشین داشتم

مسوز از گمان صبوریم، ازآنک

نماند آن که من پیش ازین داشتم

فتادم به چاه زنخ، گر چه من

چو خسرو دلی دوربین داشتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام