گنجور

شمارهٔ ۱۴۷۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل به زلفت سپردم و رفتم

در به زنجیر کردم و رفتم

در شب وصل ماندنم بیمار

روز هجران شمردم و رفتم

پیچشی داشتم ز هر مویش

همه از دل ببردم و رفتم

چون غمت جمله قسمت من شد

غم تو جمله خوردم و رفتم

چند گویی که «رو، بمیر از غم »

تو همان دان که مردم و رفتم

گر ترا بود زحمتی از من

زحمت خویش بردم و رفتم

جان خسرو که کس قبول نکرد

هم به خدمت سپردم و رفتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام