گنجور

شمارهٔ ۱۴۷۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

این تویی تا به خواب می بینم

یا به شب آفتاب می بینم

در دل خویشتن خیال لبت

نمکی بر کباب می بینم

یک شب از خویشتن مکن دورم

که ز هجران عذاب می بینم

راز دل چون نهان کنم از اشک

همه بر روی آب می بینم

با که گویم غم تو، کز غم تو

همه عالم خراب می بینم

مگر امروز کز پس عمری

نرگست را به خواب می بینم

جان خسرو، مرو، شتاب مکن

عمر خود در شتاب می بینم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام