گنجور

شمارهٔ ۱۴۶۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر شب از شوق جامه پاره کنم

عاشق عاشقم، چه چاره کنم

گر برآید مه از گریبانش

دامن از گریه پر ستاره کنم

از درونم برون نخواهد رفت

گر چه صد جای سینه پاره کنم

خون شد این دل، نگر ز بهر جفات

دل دیگر ز سنگ خاره کنم

جرعه ای گر بیابم از لب تو

صوفیان را شراب خواره کنم

چند گویی که صبر کن در هجر

گر توانم هزار باره کنم

من همی میرم و تو آب حیات

چون توانم ز تو کناره کنم

تو کنی جور بر دل خسرو

من چو بیگانگان نظاره کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام