گنجور

شمارهٔ ۱۴۶۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما در این شهر پای بند توایم

عاشق قامت بلند توایم

مرده آن دهان چون پسته

کشته آن لب چو قند توایم

می دوانی و می کشی ما را

چون بدیدی که در کمند توایم

ای جفا بر دلم پسندیده

دوستی بود، ار سپند توایم

گو رفیقان، سفر کنید که ما

نتوانیم، پای بند توایم

گذری می کن، ار طبیب منی

آتش می نه، ار سپند توایم

باز پرسی تو حال خسرو را

تا چه غایت نیازمند توایم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام