گنجور

شمارهٔ ۱۴۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گرفته در بر اندام تو سیم است

برادر خوانده زلفت نسیم است

از آن زلف سیه بر مشکن آن را

بنا گوش ترا در یتیم است

به رعنایی چنین مخرام، غافل

که از چشم بد اندر راه بیم است

دل من در غمت نیمی نمانده ست

وز این یک غم دل صد کس دو نیم است

ز یاد خنده مردم فریبت

مرا دو دیده پر در یتیم است

به عهد فتنه و آشوب زلفت

کسی کو خوش زید رند حکیم است

کتاب صبر خوانده بنده خسرو

که هر شب مجلس غم را ندیم است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام