گنجور

شمارهٔ ۱۴۱۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل داده ام به دلبر و جانی خریده ام

این تحفه بهر جان خراب آوریده ام

عشقت که هست قیمت او صد هزار جان

سوداگری ست این که به جانی خریده ام

جان است در هوای پریدن که شب به خواب

بر شکرش مگس شده، گویی پریده ام

ای ساربان، من اشتر مستم، مکن که من

در وادی فراق مغیلان چریده ام

نظاره ام کنند که در کوی عاشقی

روی سیاه کرده و جعد بریده ام

خسرو، غمم بکشت، همان همدم است این

کش سالها به خون جگر پروریده ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام