گنجور

شمارهٔ ۱۴۱۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر شب به دل تصور نازش فرو برم

با خون دل فسانه رازش فرو برم

نازش که نیست بر لب شیرین، بر آن شوم

کاندر میان آن گه نازش فرو برم

چون تیر بر کمان نهد او، خواهم از هوس

پیکانهای دیده نوازش فرو برم

شبها ز ذوق خاک درش در دهان کنم

در آب دیدگان نیازش فرو برم

دیوانه شد دل من و زنجیر واجب است

خواهد از او که زلف درازش فرو برم

باشد که یک دمی لب خود بر لبم نهد

تا من زبان عربده سازش فرو برم

خسرو، اگر چه عشق مجاز است زان او

تحقیق خویش من به مجازش فرو برم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام