گنجور

شمارهٔ ۱۴۱۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم

خونابه دل است شرابی که من خورم

از خوردن جگر جگر من کباب شد

نبود سزای خورد کبابی که من خورم

هرگز نخوردم آب خوش خویش در جگر

تیغ است بی تو قطره آبی که من خورم

از خون خورم به یاد لبت قطره ای که نیست

طوفان آفت این می نابی که من خورم

سنگ است خسرو، ار نه کجا طاقت آورد؟

از شعله های دل تف و تابی که من خورم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام