گنجور

شمارهٔ ۱۳۹۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم

پیش در از طفیل سگان خوابگه کنیم

دزدیم هر طرف نظر از بیم مردمان

وانگاه در رخ تو به دزدی نگه کنیم

روزی دو دیده چار نشد، وه که با تو چند

در چار سوی راه تو دیده به ره کنیم؟

شطرنج عشق باز که ما بهر نرد تو

خود را به مات گاه رسانیم و شه کنیم

نخست کن، ای فرشته، خط یار بهر ما

باری چنین چو نامه خود را سیه کنیم

هان ای، حریف می خور و می، زنده ایم ما

ور توبه مردن است، بیا تا گنه کنیم

صوفی و شیم و داد کله چون نمی دهیم

به گر ز پای تابه مستان کله کنیم

رندان مفلسیم و اگر دسترس بود

خمهای می سیل به هر کوی و ره کنیم

گفتی که «پر دهم دو سه گر، خسروا، خوری »

در ماهه می بیار، مبادا که نه کنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام