گنجور

شمارهٔ ۱۳۸۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من عاشقم، نه رعنا، کز دوست کام خواهم

کامم همین کزان در خاکی به کام خواهم

دارم هوس که میرم، در پیش تو کیم من؟

نه خضر و نه مسیحا، نه این مقام خواهم

از زنده داری شب چون نیم کشته گشتم

از کشتگانت مانا خوابی تمام خواهم

من خون دیده نوشتم، این است عشرت من

آیا چه جای بادا بی تو که جام خواهم؟

یابم اگر گدایی شامی به گرد کویت

نقصان بود به همت، گر ملک شام خواهم

دیدن ز بس که بینم حسن تو دیگران را

نه گل درست بینم، نه مه تمام خواهم

خود را سلام گویم از تو، بدین شوم خویش

تو زر پخته بخشی، من سیم خام خواهم

بر درد عشقبازی، خسرو دوا نخواهد

دردش نصیب من شد، من بر دوام خواهم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام