گنجور

شمارهٔ ۱۳۵۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سوی من بین که ز هجرت به گداز آمده ام

روی بنمای که پیشت به نیاز آمده ام

به سر زلف درازت کششی داشتمی

زان کشش به شبهای دراز آمده ام

از تو رفتم، چه کنم صبر چو نتوانستم

اینک آشفته و عاجز شده باز آمده ام

گر در ابروی تو بینم من مدهوش، مرنج

چه کنم، مست به محراب نماز آمده ام؟

دل من جان به تو بخشید و منم پروانه

وز پی سوختن شمع طراز آمده ام

خسروم، از چو منی دور مکن چشم که من

خاک درگاه شه بنده نواز آمده ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام