گنجور

شمارهٔ ۱۳۲۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم

خدمت من عرضه کن در خدمت یار قدیم

طور هستی را حجاب دیده بینا مساز

تا جواب لن ترانی نشنوی همچون کلیم

سیل اشکم از جنابش کی رود هر جانبی؟

سائلی کی روی بر تابد ز درگاه کریم؟

شد دلم بیمار چشم ناتوان او و هیچ

آن طبیب ما نمی پرسد ز احوال سقیم

گر صبا آرد نسیمی از تو بر خاک رهش

جان بر افشانم روان و منتی دارم عظیم

از درش، زاهد، به باغ جنتم دعوت مکن

سر فرو نارد سگ کویش به جنات نعیم

بس بدیها کرده ام، یا رب، طفیل نیکوان

عفو فرما، هر چه خسرو کرد از لطف عمیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام