گنجور

شمارهٔ ۱۲۸۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به دست باد، کان سو جان فرستم

مرا بویی ست آخر آن فرستم

اگر خود تیر بر جانم گشایی

به استقبال تیرت جان فرستم

به کشتن خون بهایم آنقدر بس

که گویی بهر خون فرمان فرستم

همایی چون تو، وانگه استخوانم

بگو تا بر سگ دربان فرستم

اگر گوید، برنجد از طفیلی

سری در خدمت چوگان فرستم

نماند اندر تنم نقدی که بر شاه

خراجی زین ده ویران فرستم

ز تیزی نظر کش نه به شمشیر

که خسرو را به تو قربان فرستم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام