گنجور

شمارهٔ ۱۲۷۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سفر کردند یاران جان ما هم

بسی بیگانگان و آشنا هم

ز ما یک بار برکندند دل را

ز صحبت خیمه مهر و وفا هم

چه تاب رنج راه آن نازنین را

که راهش در دل و در دیده جا هم

برابر رفت در یک تاش جانم

دلم در بند آن زلف دو تا هم

دو بوسی یادگاری داد ما را

دو می می داد پیش از دیده با هم

طفیل آهوی صحرا چه بودی

که در فتراک خود بستی مرا هم

جدایت می کند از جان من عشق

جدایی بند بند من جدا هم

فلک را کور بادا دیده مهر

که نارد دوستان را دیده با هم

اگر آن سو روی از خسرو، ای باد

ببوسی، باد پای یار ما هم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام