گنجور

شمارهٔ ۱۲۷۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم

دعای دولتت گفتیم و رفتیم

ز روی خویش کردی دور ما را

چو گیسویت برآشفتیم و رفتیم

جفاهای ترا با کس نگفتیم

درون سینه بنهفتیم و رفتیم

چو غنچه بس که پر خون شد دل ما

چو گل ناگاه بشکفتیم و رفتیم

به خود بیرون نمی رفتم از این در

ولی خود را به در رفتیم و رفتیم

به عهدت خواب خوش هرگز نکردیم

کنون آسوده دل خفتیم و رفتیم

ندارد قوت رفتار خسرو

میان سیل خون افتیم و رفتیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام