گنجور

شمارهٔ ۱۲۷۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بیا ساقی که ما در می فتادیم

به خدمت پیش میخواران ستادیم

سر رندی چو گم کردیم در فسق

کلاه صوفیان را کج نهادیم

رها کن غرقه گردیم ار برانیم

میان می، چو اندر می فتادیم

چه جای توبه چون می می بنوشیم

که از خوبان به خون روزه گشادیم

مرادی از غم او عشق داریم

چه داند او گر از غم نامرادیم

بکش، ای خوش پسر، ما را به یک ناز

همان پندار کز مادر نزادیم

بده یک جام کیخسرو به خسرو

همان انگار ما هم کیقبادیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام