گنجور

شمارهٔ ۱۲۶۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

صافی مده، ای دوست که ما درد کشانیم

نی رند تمامیم کزین رند و شانیم

این کاسه سر بهر چه داریم به عزت؟

گر در صف مستانش سبویی نکشانیم

هر چند که در کیسه نداریم پشیزی

در همت ما بین تو که جمشید و شانیم

کو ساقی نوخیز که بالای دو دیده

چندان که دو ابرو بنشاند بنشانیم

پیش آر می، ای ساقی خونریز که پیشت

از لب بخوریم و زمژه باز فشانیم

گر زنده نداریم شبی پیش تو، گر زانک

خود را به سر کوی تو یک شب بکشانیم

خون خوردنم، ای مست جوانی، چو ندانی

دانی چو ترا شربت خسرو بچشانیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام