گنجور

شمارهٔ ۱۲۶۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما از هوس روی بتان باز نیاییم

تیغ است حد ما به زبان باز نیاییم

گر تیر زنی به جگر، ای یار کمان کش

تیریم که رفته ز کمان باز نیاییم

مردانه نهادیم چو پا بر سر کویت

گر سر برود، از سر آن باز نیاییم

باز آمدن از مهر جوانان نتوانیم

لیک ازچو تویی چون بتوان باز نیاییم

باز آمدن از عشق توان، ماند اگر دل

لیکن ز پی ماندن جان باز نیاییم

راندیم چنان بی تو زعالم کاجل و عمر

گر هر دو بگیرند عنان، باز نیاییم

یادش دهی، ای باد، ز ما گاهی، اگر ما

در خدمت آن سرو روان باز نیاییم

پیدا نفس امروز زند گرچه که خسرو

زینها چه شود، گر به نهان باز نیاییم؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام