گنجور

شمارهٔ ۱۲۳۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من نخواهم برد جان از دست دل

ای مسلمانان، فغان از دست دل

سینه می سوزد مدام از جور چشم

دیده می گرید روان از دست دل

هر که از دستان دل غافل شود

زود گردد داستان از دست دل

جانم اندر تاب و دل در تب بماند

این ز دست چشم و آن از دست دل

گفته بودم پای در دامن کشم

وین حکایت کی توان از دست دل

قوت پایی نداری، خسروا

تا نهی سر در جهان از دست دل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا مقراضی نوشته:

با سلام
دقیقا این غزل را بنده در دیوان رکن الدین اوحدی نیز خوانده ام .با این تفاوت که در بیت آخر بجای خسروا ،اوحدی بکار رفته!
لطفا مشخص فرمائید که این غزل متعلق به دهلوی است یا اوحدی
با تشکر

کانال رسمی گنجور در تلگرام