گنجور

شمارهٔ ۱۲۳۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای فرق تا به پای همه آرزوی دل

آب حیات رانده خیالت به جوی دل

دل بستمت به زلف ندانستم این قدر

کز وی چنین دراز شود گفتگوی دل

عمری به گرد کوی تو گشتم چوبیدلان

نی دل به دستم آمد و نی آرزوی دل

در خون دل خوردم، نکنم جز دعای تو

زیرا که من به سوی توام، نی به سوی دل

چندین که دل جفای ترا شکر می کند

شرمنده هم نمی شوی آخر ز روی دل

یک موی از سر تو مبادا که بگسلد

آویختی، اگر چه به هر تار موی دل

خسرو حدیث درد تو، باری کجا کند؟

زیرا که نیست در تن افسرده بوی دل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام