گنجور

شمارهٔ ۱۲۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای دل وامانده، خیز، ره سوی جانان طلب

وز نفس اهل درد مایه درمان طلب

پرده اعلاست عشق، گر ملکی، این گشای

لجه دریاست عشق، گر گهری، آن طلب

چند مرادت ز فقر، کشف و کرامات چند

چون خضرت آشناست، چشمه حیوان طلب

شیر شو و صید را در ته چنگال کش

مرد شو و خصم را بر سر میدان طلب

هست مراد کسان دولت روز وصال

آنچه مراد من است در هجران آن طلب

هر که شبی زنده داشت همدم روح الله است

نان چه ربایی ز خوان چاشنی جان طلب

مست شو، ای هوشیار، لیک نه زین باده خور

از قدح مصطفی باده احسان طلب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضا نوشته:

هست مراد کسان دولت روز وصال

آنچه مراد من است در هجران آن طلب

مصرع دوم آهنگ نداره

روفیا نوشته:

باکی نیست ای دوست،
Hejran را بخوانید hajaran ، درست می شود!

حمیدرضا نوشته:

هجران باید به همان شیوهٔ معمول خوانده شود. بیت و وزن آن صحیح است و سکتهٔ صحیح دارد. وزن شعر دوری و تکرار «مفتعلن فاعلن» است «مفتعلن» به «مفعولن» قابل تبدیل است. نظیر همین سکته در بیت سوم (چون خضرت آشناست) وجود دارد مگر آن که خضر به کسر ضاد خوانده شود که بر خلاف پیشنهادی که بابت هجران داده شده این تلفظ صحیح است و سکته را رفع می‌کند هر چند نیازی نیست.

کانال رسمی گنجور در تلگرام