گنجور

شمارهٔ ۱۲۱۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گل ز بیم باد زیر پرده می دارد چراغ

آری، آری، باد را طاقت نمی آرد چراغ

هر شبی پروین که عکس خویش در آب افگند

آسمان گویی میان آب می کارد چراغ

برگ می ریزد ز گل، دانم خزان خواهد رسید

میهمان آید به خانه چون که گل بارد چراغ

چون در افتد برق در ابر سیه نظاره کن

ابر را شب داند و آن را چه پندارد چراغ

ابرها تیره ست نگذارم می روشن ز کف

کس به تاریکی روان از دست نگذارد چراغ

بی چراغی می جهان بر دیده خسرو شب است

ساقی خورشید رویی کو که بسپارد چراغ؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام