گنجور

شمارهٔ ۱۱۸۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش

ببوسی از من خاکی نشانه قدمش

بخوان به حضرت او زینهار از سر سوز

تحیتی که نوشتم، همه به خون رقمش

ز بعد عرض تحیت اگر به ما برسد

غریب تا نشماری ز غایت کرمش

میان دلبر و دل حاجت رسالت نیست

ولیک هم بنوشتیم ماجرای غمش

به تشنگان بیابان بحر باز رسان

که آب خضر نیابی ز رشحه قلمش

طراز زر نبود زیب جامه عشاق

بر آستین بود از داغ عاشقی علمش

ز خون دیده خسرو عجب مدار که خلق

به جای نقل جگر می دهند دمبدمش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام