گنجور

شمارهٔ ۱۱۱۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بر جان من شکسته دل باز

کردی تو شراب خوردن آغاز

جانا، مخور این قدح که مستی

لب را بزن و به من بده باز

شد نوبت شربت پسینم

جرعه به پیاله من انداز

ما را غم تو ز خلق ببرید

در صحبت دوستان دمساز

پرسی که چگونه ای، چه گویم؟

کز مرده برون نیاید آواز

گویند مرا، برو از ین کوی

دل گم کردم، کجا روم باز؟

خوش نیست سرود خسروان را

مطرب مست است و چنگ ناساز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام