گنجور

شمارهٔ ۱۱۱۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گشادی چشم خواب آلود را باز

در فتنه به عالم کرده ای باز

به دور ماه رویت زلف شبرو

پریشان کاری اکنون کرد آغاز

خط سبزت، اگر نه خضر وقت است

چرا شد با لب جان بخش دمساز؟

به بستان گر روی، در سجده آید

به پیش قامتت سرو سرافراز

ربودی دل ز من، وانگه سپردی

به دست طره دلدوز غماز

چه جای جان که بر دل می زند تیر؟

چو گردد ترک چشمت ناوک انداز

اگر ندهی به عمری کام خسرو

روا باشد، به غیر او مپرداز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام