گنجور

شمارهٔ ۱۰۹۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سر به کوی عشق غلتانیده گیر

چشم را بر خواب خوابانیده گیر

زلف پیچانت چو گیرم بیهده

تهمتی بر خویش پیچانیده گیر

چشم تو خون می نغلتد از درون

گوهری از دیده غلتانیده گیر

چون نمی گردد دلت، چون آسیا

ما چه گردانیم گردانیده گیر

چند ترکانه به خون اغرا کنی

خانه زنبور شورانیده گیر

پس کند تا کی زبان گردن چو شمع

آتش اندر سینه گیرانیده گیر

گر چه خسرو را بمیرانی ز غم

نام چون باقیست، میرانیده گیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام