گنجور

شمارهٔ ۱۰۹۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار

خاصه در سایه گلهای تر اندام بهار

عاشق زار بهار است نهانی سوسن

لیک از شرم نیارد به زبان نام بهار

بر چمن بود بسی وام بهار از زر و سیم

غنچه بگشاد گره تا بدهد وام بهار

بعد ازین بینی در سایه هر سرو بلند

مجلسی کرده جوانان می آشام بهار

هوشیار اوست به نزد همه اهل معنی

که به مستی گذراند سحر و شام بهار

به غنیمت شمر، ای دوست، اگر یافته ای

روی زیبا و می روشن و ایام بهار

از پی خوردن می با سخنان خسرو

باد می آرد ازان روی تو پیغام بهار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام