گنجور

شمارهٔ ۱۰۷۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مسلمانان، گرفتارم گرفتار

وزین جال دل افگارم گرفتار

نظر بر نیکوان چندان نهادم

که شد ناگه دل زارم گرفتار

چو خود کردم نظر در روی خوبان

بدین محنت سزاوارم گرفتار

کمند گیسو افگنده ست و کرده

یکی خونریز عیارم گرفتار

گسستن را ندارم طاقت ار چه

ز موی او به یک تارم گرفتار

شبم را حال کی داند که هرگز

به روز من نشد یارم گرفتار

برو از دیده خسرو که بادا

به آب چشم بیدارم گرفتار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام