گنجور

شمارهٔ ۱۰۷۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بیا، جانا، رضای من نگهدار

دمی حق وفای من نگهدار

رضایت بردن دل بود، دانم

تو هم لختی رضای من نگهدار

همه بر دیگران قسمت مکن غم

ازان چیزی برای من نگهدار

مرا عشقت بلا شد، دیگران را

خدایا، از بلای من نگهدار

لبت ناگفته بوسیدم، خطا رفت

مکش، وین یک خطای من نگهدار

هر آبی کان فرو می ریزی از چشم

برای آشنای من نگهدار

صبوری با غمش می گفت در دل

که من رفتم، تو جای من نگهدار

بده بوی خیالت را امانت

که این بهر گدای من نگهدار

مرو ترسان به کوی دوست، خسرو

توکل کن، خدای من نگهدار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام