گنجور

شمارهٔ ۱۰۶۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون گشادی دهان شکر خند

تنگ شکر شود گشاده ز بند

در ببندی دو لب، دو عمر دهی

که دو جان می کنی به هم پیوند

سوزم از دیدن لبت بنشست

کز نظر می کشم حلاوت قند

چشم قصاب تو کشد هر روز

در دکان بلا حیوانی چند

چشم بد دور درپذیر از من

که مرا سوزی از طفیل سپند

پا مکش از سر من و بگذار

سایه زیر پای سرو بلند

با غمت خسرو آنچنان خو کرد

که به شادی نمی شود خرسند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام