گنجور

شمارهٔ ۱۰۶۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز دوری تو چو خونابه من افزون شد

مرنج ز اشک من ار آستانت گلگون شد

به گرد کوی تو مردم، نگفتیم که سگی

فتاده بود درین کوی، حال او چون شد

بکش به ناز جهانی که شکل و شوخی تو

نه کم ز فتنه دهر و بلای گردون شد

کرشمه چند کنی، یک نظر به گوشه چشم

بدین طرف که جگرهای بیدلان خون شد

به خون دیده نوشتم چو قصه دل خویش

درست نسخه ای از داستان مجنون شد

تو پای پیش نهادی به ره که بخرامی

به پای پس زدن خسته صبر بیرون شد

خیال خنده تست این نه گریه خسرو

که چشمهاش چنین پر ز در مکنون شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام